۹ نکته در مورد دختر بازی

فرموله عمومیه دختربازی

من سعی اصلیم اینه که شما یاد بگیرید چه طور دخترهایی رو هم که حتی در برخورده اول به شما علاقه ای نشون نمی دن، کم کم به خودتون علاقه مند کنید. ولی اشکاله کار این جاست که این چیزی نیست که شما یک شبه یاد بگیرید و چیزی هم نیست که شما بتونید در یک آن دختری رو به خودتون علاقه مند کنید. اگر نمی دونید دارم راجع به چی حرف می زنم مطلب چند وقت پیش رو با عنوانه: هر دختر را که می خواهید .... بخونید.

همونطور که گفتم این داستان نیاز مند وقت و انرژی صرف کردنه تا موقعی که بتونید اون تغییرات اساسی در خودتون بوجود بیارید. از اونجایی که خیلی هاتون آدم های کم طاقتی هستید امروز می خوام بهتون یه فرمول بدم که بشه ازش همه جا استفاده کرد، ولی این فرمول یه پیشنیاز داره و اون هم اینه که برای این که کار کنه دختره هم باید از شما خوشش بیاد.



مرحله ی یک: در مرحله ی یک شما دنباله یه راهی هستید که بتونید دخترهایی رو به شما یه حد اقله علاقه رو دارن پیدا کنید. چون شما آدم های زرنگی هستید و نمی خواید وقت خودتون رو با دختر هایی که باید مدت ها روشون کار کنید و خرجشون کنید و ... تلف کنید. آسون ترین کاربرای پیدا کردنه این دختره ها استفاده از نگاهه. تو هر جایی که هستید حواستون به دخترهایی که تو چشمتون نگاه می کنن باشه.

مرحله دو: تاییدیه گرفتن برای مرحله ی یک - برای این که نه خودتون رو خراب کنید و نه این که بی خود مزاحمه کسی بشید که ازتون خوشش نمیاد. باید مطمعن شید که نگاه اول از رویه کنجکاوی و بی کاری و ... نبوده و واقعا یک check out واقعی بوده.باری این کار بعد از این که نگاهه اول انجام شد (بر خلافه ایده ی عمومی که انقدر به دختره زل به زن که از رو بره و بفهمه تو چه آدمه قوی ای هستی) شما نگاهتون رو بر می گردونید. نه با حالت بد، عادی. و سعی می کنید که دوباره یک نگاه بگیرید که مطمعن شید نگاه اول واقعی بوده. وقتی نگاه دوم رو گرفتید قبل از این که نگاهتون رو بر گردونید یه نیم لبخندی به دختره می زنید و خوب حواستون رو جمع می کنید ببینید عکس العملش چیه. اگر عینه گاو روشو کرد اون ور و خودشو ان کرد، کسی نیست که شما دنبالش می گردید. اگر اون هم یه ته لبخندی تحویلتون داد، می فهمید که مرحله اول به خوبی انجام شده و دختره مورد نظر برای مراحل بعدی آمادست.

مرحله ی سه: مرحله ی سه مرحله سختیه ، چون مرحله ایست که باید بدون این که تخماتون توی دهنتون بیاد برید جلو و ارتباط بر قرار کنید. بد ترین کاری که می تونید بکنید اینه که برید جلو بگید سلام من حسن قلی ام. چون دختره بلافاصله تو دلش می گن به من چه! بهترین کاری که می تونید بکنید اینست که به طور غیر مستقیم خودتون رو به جایی که دختره هست نزدیک کنید. هیچ وقت مستقیم به طرفش قدم بر ندارید که دارم میام باهات حرف بزنم ، خیلی بده. مثلا فرض کنید توی یک بار هستید و دختر دمه بار نشسته، نرید طرفه دختره ، به هوای گرفتن یه نوشیدنی برید جلو، انگار نه انگار که اصلا دختره هست اونجا ولی خودتونو به جایی برسونید که بتونید باهاش به راحتی صحبت کنید. (اگر وردارید بنویسید که آقا در شهره ما بار وجود نداره یا خودمو می کشم یا شما رو. نه، شما رو می کشم. بار نه کتابخونه، نه سوپرمارکت، نه پارک، نه مهمونی)یه حسنه بزرگ این کار اینه که اگر باهاش حرف زدید و خیطتون کرد و حمحل نداد کمتر حالتون گرفته می شه تا زمانی که مستقیم برید جلو. وقتی که نزدیک شدین و یه چند دقیقه گذشت یه سوژه از شرایطی که درش هستید گیر بیارید و باهاش سره حرفو باز کنید. نه با تته پته و هول شدن، خیلی راحت. مثلا تو همون باری که بالا مثال زدم می تونید بگید چه موزیکه خوبی، همیشه سه شنبه ها این سبک موزیک می زنه؟ (دیدید چی شد، نه سلام من قلی هستیم، نه من می تونم چند دقیقه وقت گرانبهاتون رو بگیرم و...) اصلا مهم نیست که دختره چی جواب میده یا شما چی می پرسید ، مهم اینه که شما می خواید برخورد دختر رو ارزیابی کنید. اگر علاقه مند به حرف زدن بود و شروع کرد به این که هرچی .. نمی دونم من دفه ی اولمه تو ... علامته خوبیه. اگر خشک گفت: نه یا مثلا نمی دونم یا .. وقتتون رو تلف نکنید، فقط می خواسته بکشونتتون جلو که برید بگید می تونم وقتتون رو بگیرم که بگه نه حالتون رو بگیره. حالا شما پاتک زدید مستقیم نرفتید جلو حاله خودش بیشتر گرفتس. اگر خیلی از دختره خوشتون اومده و جواب اول اونی که می خواید نیست ولی خیلی هم خشک و کوتاه نیست می تونید یه سوال دیگه هم بکیند. اگر دیدید باز اوضاع همونطوره، قبل از این که با یه برخورده بد مواجه بشید خودتون محل کار خود رو ترک گفته و به پناهگاه وارد شوید = فرار (از دوران جنگ خواننده داریم؟! یا همه کم سن و سالید)

مرحله چهار: این مرحله دیگه بستگی داره هدفتون از ایجاده اون ارتباط چی بوده.

بعد از این که دیدید نه واقعا به شما علاقه منده و حرف ها داره خوب پیش میره، بسته به جایی که هستید یه بهانه بیارید و اون جا رو ترک کنید. مثلا: تو بار - دوست داری بریم یه قدم بزنیم. تو کلاب: صدا اذیت می کنه، می خوای بریم بیرون راحت تر حرف بزنیم و ....


از این به بعدش رو خود دانید. به هرجا که دوست دارید ختم کنید داستان رو.

یادتون باشه ، خوشگل یا بد گل یا هرچی، اگر ظاهر آراسته داشته باشید، (مطلبه در مورده ظاهر رو یادتونه؟) همیشه دختری پیدا میشه که از شما خوشش بیاد. لا اقل از هر صد تا دختری که می بیند یکیش از شما خوشش میاد. پیداش کنید و وققتون رو با 99 تای دیگه ای که از شما خوششون نمیاد تلف نکیند. نگاه بزرگترین سر نخه ، حواستون باشه.


موفق باشید

۹ نکته در مورد دختر بازی

دخترها رو سرگرم کنید، خودشون تحته تاثیر قرار می گیرن!

امروز می خواستم جواب سوال ها تونو بدم ولی توی کامنت ها یک مطلبی دیدم که انقدر مهمه که باعث شد مطلب امروز رو به اون اختصاص بدم. این رو بگم ولی که جواب ای میل ها رو هم همین امروز و فردا می دم.

توی کامنت ها پویا در مورد جملاتی که بتونه روی دخترها تاثیر بگذاره سوال کرده بود و نگین یک جواب خیلی خیلی قشنگ بهش داده که باعث شد من مطلب امروز رو به این موضوع اختصاص بدم. حالا براتون بگم چرا من با خوندن این کامنت هیجان زده شدم: توی اینترنت هرجا رو که نگاه کنید می تونید مطالب در مورد چگونگی برخورد با دخترها پیدا کنید، کار ندارم که خیلی ها مزخرفه محضه. ولی همه ی این ها یک اشکال بزرگ دارن و اون اینه که فقط یاد می دن که چطور برید جلو. نتیجه این می شه پسر میره چلو، سر حرف رو باز می کنه، حتی کار به قرار مدار می کشه ولی بعدش بلد نیست چه کار کنه و کار رو خراب می کنه ، چون نمی تونه توجه و علاقه ی دختر رو حفظ کنه. قصد داشتم یه ای بوک در این مورد بنویسم و بفروشم به مشتری های این سایت ها به عنوان مکمله آموزششون که کم بوده وقت اجازه نداد. اهم مطالبش رو برای شما می نویسم. بزنید بریم:

یک مطلب مهمی که باید بهش اشاره کنم اینه که به نظر من رابطه ی با یک دختر رو میشه به دو مرحله تقسیم کرد: 1. مرحله ی قبل از 3کس و 2. مرحله بعد از 3کس

مهمترین تفاوت این دو مرحله با هم اینه که در مرحله ی قبل از 3کس دختر ها در بیشتر مواقع دنباله یک بهانه ای می گردن که از دست پسره خلاص شن. یعنی چی؟ یعنی این که به دلایل برای من ناشناخته خیلی به پسرها سخت می گیرن و در درونشون یک غوغایی دارن که بهتره که از این پسر فاصله بگیرن و صبر کنن و ... برای همین دلیل توانایی نگه داشت علاقه و توجه دختر در مرحله ی قبل از 3کس بسیار مهمه.

در مرحله دوم کار ها بسیار راحت شده و چون شما مرحله اول رو که مرحله سختی بوده قبول شدید کارها براتون راحت تر میشه. نه اینکه دیگه می تونید هر کاری دلتون خواست بکنید ولی دیگه لازم نیست خودتون رو بکشید که توجه دختر و علاقه ی دختر رو حفظ کنید. این رو هم بگم که عمل کرد شما در رختخواب در این مرحله خیلی مهه. پس اگر خیلی تبهر ندارید سعی کنید یه چند تا کتاب خوب لا اقل بخونید و لاور های بهتری باشید.


حالا بریم سراغ این که چطور می شه توجه دختر ها رو نگه داشت و روی اون ها تاثیر گذاشت:

1. طالع بینی: همونطور که نگین اشاره کرده بود این یکی از قوی ترین وسایلی که می تونید همیشه راجه بهش صحبت کنید و باعث می شه دختر ها یک جورهایی باهاتون راحت بشن و یه حالت مرموز و در عینه حال قابل اعتماد بهتون میده. حتما در مورد خصوصیات اخلاقیه ماه های مختلف بخونید.

ایده های قابل استفاده: حتی می تونید از طالع بینی برای شروع صحبت استفاده کنید. برید جلو بپرسید سلام شما متولد مثلا خرداد نیستید. اگر تو خال زده باشید که عالیه ، طرف کف می کنه و بعد می تونید کلی چرند ببافید به هم که رفتارش چطور باعث شده همچین حدسی بزنید و ... اگر هم نباشه احتماله زیاد خواهد بپرسید چطور و باز می تونید کلی پرت و پرت بگید.

استفاده ی بهترش اینه که بعد از آشنایی اینو سوژه صحبت کنید.

2. خط شناسی: این هم می تونه هم سوژه ای برای سر حرف رو باز کردن باشه و هم می تونید کلی باهاش دخترها رو سرگرم کنید.

ایده: از چیزی شبیه این داستان استفاده کنید:

مکان سره کلاس: ببخشید می تونم جزوتو یه لحطه ببینم.
-بله
- (با قیافه ی متعجب) خیلی جالبه
-چی؟
-می دونی من چند وقته که مشغوله مطاله ی خط شناسی هستم و چرت و چرند و ..

یا حتی اگر جایی زندگی می کنید که با گارسون های هات سر و کار دارید همین کارو می تونید با برگه ی صورتحساب یا اوردر بکنید.

ضمن این که خیلی راحت میشه کلی یه دختر رو سرگرم کرد با این که یه چیزی بنویس و من از روی خطت بهت می گم چه شخصیتی داری. دختر ها عاشق این هستن که کسی بتونه راجع بهشون براشون چیزی بگه. نمی بینید پقدر می رن فالگیر.

3. کف بینی: این هم مثل بالایی ها ، خیلی عالیه، ضمن این که بهانه ای هست که بتونید دستش رو هم بگیرید.

4. شعبده بازی: خیلی خیلی قوی. برای سر حرف باز کردن و سرگرم کردن. ولی تو رو خدا خوب تمرین کنید که گند نزنید. در ضمن زیاده روی هم نکید حد اکثر دو تا سه "تریک" کافیه. کاری نکنید که بی اثر شه و همش تو دلشون بگن که بسه دیگه تو رو خدا. همیشه تشنه نگه داریدشون.

5. داشتن توله سگ: این یکی از عالم عجایب میاد بیرون ولی کدوم دختریه که یه توله سگه خوشکل رو دوست نداشته باشه. پسرهایی که سگ دارن آدم های قابل اعتمادی به حساب میان، نمی دونم چرا. می دونید تاحالا چند تا دختر دفعه ی اولی که رفته بودیم بیرون اومدن خونه ی من که توله سگم رو ببینن! یادتون باشه اکثر وقت ها دخترها هم اونی رو که شما می خواین می خوان ولی براش دنباله بهانه می گردن که خودشونو قانع کنن که من به خاطر فلان چیز بود که رفتم. خسیس نباشد ، بهانه بدید بهشون!

6. فلسفه های عجیب غریب مردم، قبایل و ... هم. عقاید عجیب غریب، خرافات های مردم گوناگون. همه ی این ها سوژه هایی خوبی برای صحبت.

ولی از صحبت های دینی و سیاسی تا می تونید پرهیز کنید ، مخصوصا در اوایل آشنایی. مگر این که خوده دختره علاقه مند بود و پیش کشیدش.

یادتون باشه راز موثر بودن مطالبه بالا استفاده ی درسته ازشون. نذارید دستتون رو بخونن که هدف اصلیتون چیه. مرموز باشید. زیاده روی نکنید. سعی کنید کنجکاوی شون رو جلب کنید و اونا ازتون بخوان که مثلا یه حقه ی دیگه هم نشونشون بدید.

تذکر مهم در مورد شعبده بازی: هیچ وقت تحت هیچ شرایطی راز حقه تون رو بهشون نگید. نه تنها جذابیتش رو از دست می ده ، بلکه اگر تا یه دیقه پیش یه آدم مرموز و باحال بودید بعد از گفتن راز تبدیل میشید به یه آدم حقه باز! می دونید من هر وقت کسی ازم می پرسه تو رو خدا رازش چیه و چه جوری انجام دادی این حقه رو چی می گم؟! بعد از این خوب خواهش و تمنا و عشوه کرد برام می گم: می تونی یه رازی رو نگه داری؟ با خوشحالی میگه آره آره می تونم . و من می گم: "منم همین طور

۹ نکته در مورد دختر بازی

به درتون در!!!

سلام به همه ی حضار محترم

خودمونیم عمر چه زود می گذره . فکر می کردم مطلب قبلی رو دو سه روز پیش نوشته باشم. نگاه می کنم می بینم ماله یه هفته پیشه!!!! آخ آخِ، چه پسره بدی!

امروز می خوام براتون یک مطلبی بنویسم که نه تنها توی دختربازی به دردتون می خوره بلکه توی همه ی زندگی تون هم کمکتون خواهد کرد. دلیل این که به فکر نوشتن این مطلب افتادم یکی از کامنت هایه اخیره. در ضمن خیلی ها تون هم بزرگترین مشکلتون برای دختربازی نداشتن اعتماد به نفس کافی و ترسه از کنف شدنه. شاید خودتون خوب بدونید باید چه کار کنید و چه جوری جلو برید ولی ترس از نه شنیدن و ضایع شدن به قوله ما جاهل ها اجازه نده برید جلو.

اگر همیشه فکر می کنید یه جای کارتون اشکال داره، اگر تا دو نفر تو یه جمع می خندند، فکر می کنید که دارن به شما می خندند، اگر از جمع می ترسید، اگر از سراغ یه دختر رفتن می ترسید برای این که فکر می کنید ممکنه بهتون روی خوش نشون نده و حالتون رو بگیره، اگر موقع حرف زدن توی یه جمع صداتون می لرزه و اگر همیشه فکر می کنید همه دارن به شما نگاه می کنن و منتظرن اشتباه کنید تا مسخرتون کنن و هزار تا از این اگر های دیگه، مطلب امروز ماله شماست.

اینم بگم بحثه روانشناسی و از این داستان ها نمی کنیم این جا چون در درجه ی اول من صلاحیتشو ندارم و غیر از اون این جور بحث ها " از حوصله این وبلاگ خارج است" (هه هه) من از تجربه های خودم براتون می نویسم ، بدرتون خورد استفاده کنید ، نخورد هم که هیچ چی.

فرهنگ ایرانی ما یه جورایی باعث می شه که همه مون خجالتی و بی اعتماده به نفس بار بیایم. دلیلش هم خیلی سادست، ما اصولا ملت خایه مالی هستیم. خایه مالیه همه رو می کنیم ولی به خودمون که می رسه می خوایم جبرانش کنیم. به این کار ندارم که چرا ما ملت خایه مالی هستیم ، هر جند که خیلی دلایل منطقی و تاریخی ای پشتش هست ولی خودتون یه نگاه تویه خانواده ها تون بندازید (یا اگر جزو اون گروه معدود آدم های خوشبختی هستید که در یک خانواده ی خایه مال زندگی نمی کنید به خانواده ی اطرافیانتون نگاه بندازید)رفتار ها رو نگاه کنید پدر مادر ها انواع سخت گیری ها رو به بچه ها می کنن، خارشون رو می گان از بس تو همه چی شون دخالت می کنن و نمیذارن که روی پای خودشون بزرگ شن ولی نگاه کنید با همسایه یا فلان فامیل چه جوری رفتار می کنن، خایه ی همه شون رو تا بیخ می کنن تو حلقشون و از شما هم می خوان که همین رفتار رو داشته باشید. وقتی بچه بودید: "علی جون بابا جان به آقای خرزاده سلام کردی بابا؟ بله قربان بچه ن دیگه!" بزرگتر هم که میشید این داستان به نوع دیگه ای ادامه پیدا می کنه و کلا ما اکثرا توی خانواده هامون فقط یاد می گیریم که چه طور قربون صدقه ی بقیه بریم و کوچیک و نوکر و چاکر همه باشیم.

نتیجه ی همه این حرفا این که: از همون بچه یاد می گیریم که ارزش دیگران از ارزش ما بیشتره و ما فقط باید همه ی عمرمون رو به راضی نگه داشتن بقیه بگذرونیم و مواظب باشیم که کاری بر خلافه میله هیچ کسی نکیم. این وسط آدم های رند از این نقص سو استفاده می کنن. می ریم خرید، می بینیم فروشنده داره لطفه بیجا می کنه که جنسشو بندازه به ما ولی ما که رو مون نمی شه نخریم. یه وقت فروشنده ای که دیگه شاید هیچ وقت تو عمرمون نبینیمش ممکنه ازمون برنجه و این خیلی خیلی بده. چون ما زمین خورده ی همه هستیم. نتیجه، آشغالش رو می خریم و بعد میام خونه به قصه خوردن که این آشغال چی بود خریدم!

معنی همه ی این ها این که نظر بقیه در مورد خودمون مهمتر می شه از نظر خودمون در مود مورد خودمون و مدام دنبال این هستیم که با ارزش مند بودن خودمون رو به خودمون ثابت کنیم و تنها راهی هم که برای این کار می دونیم، کسبه رضایت و حال دادن بی جا به بقیه س. این باعث می شه که آدم خیلی نسبت به خودش سخت بگیره و مدام مواظب رفتار و اعماله خودش باشه که مبادا جایی کسی خوشش نیاد از رفتار آدم یا مبادا کسی پیدا بشه که ما رو تایید نکنه. واسه همین ارزش نظر دیگران انقدر برامون زیاد میشه که دایم نگرانیم مبادا جایی سوتی بدیم، مبادا کسی مسخرمون کنه، مبادا اشتباه ه احمقانه ای کنیم و بقیه مسخرمون کنن، مبادا یه جا مطابقه میله بقیه رفتار نکنیم، مبادا فلان دختر به ما بگه "نه"!!!

از چی می ترسید مردهای گنده؟! از یه نه ی دو حرفی! فرض دختره گفت نه! کسه عمش! (من رسم ندارم که بد دهنی بکنم ولی الان خیلی عصبانی تر از این حرفام که جلوی خودم رو بگیرم) جلوی بقاله کوچه اشتباه کردید و فکر کردید با شما داره حرفه می زنه و جواب دادید در حالی که با حسن آقا داشت حرف میزد و شما تا یه هفته ناراحت بودید که وای چه بد شد، چه قدر ضایع شدید. کس عمه ی بقاله محل. کونه لقه همه. چرا انقدر نظر دیگران باید براتون اهمیت داشته باشه. تا موقعی که شما در محدوده رفتار درست بودید به کسی ضرری نزید یا بد کسی رو نخواستید، هیچ ایرادی نداره که به خواسته های بقیه تن ندید. بگذارید هرچقدر می خوان ناراحت شن. ارزش شما به این نیست که بقیه در مورده شما چه فکری می کنن. نظر خودتونه که مهمه. اشتباه کردید جایی که کردید، مگه طرفه مقابل خداس و تا حالا اشتباه نکرده!؟ همه اشتباه می کنن.

خلاصه ی کلام انقدر بی خود به نظر بقیه اهمیت ندید. اونا آزادن که هر طوره که می خوان راجع به شما فکر کنن و شما هم آزادید که هر طوری می خواید رفتار کنید. دیگران رو پیش از خودتون قرار ندید. بیشتر از خودتون تحویل نگیرید. شما مهم ترین آدم روی زمینید.

بعد هم حالا فردا برنگردید کامنت بگذارید که این جوی همه ی دوستا مون رو از دست می دیم. اولا که نه ، ارزش دادن به خودتون به این معنی نیست که از اون وری قش کنید و به همه برینید. فقط کافیه بدونید که ارزش شما به اینکه بقیه راجع بهتون چی فکر می کنن بستگی نداره. این وسط صد در صد کسایی هستن که از این که شما بخواین به خودتون بیشتر اهمیت بدین و رفتارتون عوض شه ناراحت می شن و سعی می کنن نذارن شما تغییر کنن. این افراد به دو دسته تقسیم میشن: پدر مادر های عزیزی که دلشون می خواد بچه هاشون همیشه به اونها وابسته باشن و خلاصه افسار رو به این سادگی ها نمی خوان رها کنن، هر چه باشه شما خره اون هایید و باید هر کمبودی که تو زندگیشون داشتن جبران کنید. و اونها هم که خودشون بیچاره ها دچاره همین خود کوچک بینی هستن بتونن پیشه در و همسایه فخر بفروشن. دسته ی دوم دوستایی که به سو استفاده کردن از شما عادت کردن و اگر شما بخواید دیگه بهشون سواری ندید و فقط دوستشون باشید به سختی مقاومت می کنن.

خودتون رو اول بگذارید بعد دیگران رو ، بعد برین یاد بگیرین که با دوستای واقعی تون به این که رفتین سراغه یه دختر و اون بهتون گفت نه بخندید. خیلی کیف داره باور کنید. عین خیالتون هم نباشه.
باید یاد بگیرید.

برین تو زندگی تون و تو بچه گی تون بگردید ببینید که کجا و چه چیزهای دیگه باعث شده که بخواید مدام به بقیه ثابت کنید که آدم دوست داشتنی و ارزشمندی هستید. اون بچه ی کوچولوی درونتون رو که نیاز به تایید بقیه داره که پیدا کردید، تر و خشکش کنید و دوستش بدارید برای چیزی که هست. بهش یاد بدید که موجود با ارزشیه و ارزشش به نظر هیچ کس بستگی نداره. کم کم بزرگش کنید و سعی کنید با اعتماد به نفس بارش بیارین.

درس اول در اعتماد به نفس: ارزش شما به نظره دیگران بستگی نداره